تبلیغات
سرویس ذهن
 
زندگی،تکرار بی پایان حلقه ها
 
 

هیچ چیز حقیقی نیست
تنها تصوری است از یک واقعیت
هیچ چیز محدود نیست
آنچه محدود است
درک تو از ابعاد مختلف حقیقت است.
هرگاه به قاطعیت، دانسته پا در راهی میگزاریم
احتمال خطا را فراموش کرده
و پا در راه خطا میگزاریم.





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 1 مهر 1391 :: توسط : Engaged Mind

گاهی برای بودن
گاهی برای ماندن
گاهی برای داشتن

باید تمام
رشته ها را
برید و رفت.




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 26 مرداد 1391 :: توسط : Engaged Mind

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 20 مرداد 1391 :: توسط : Engaged Mind

پا ور چین
پا ورچین می آیی و از لابه لای شاخه های
درخت پیر بید مجنون
نظاره گر من می شوی
نمیدانم پیش خود به چه می اندیشی
عجله نكن
اگر ثانیه شماری رفتنم را می كنی
زمانش كه فرا رسد
سازم را به دستم می گیریم و
می روم
منتظر نمان






نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 12 تیر 1391 :: توسط : Engaged Mind

زمانت آمد و سپری شد
چه تغییری ایجاد کردی ؟
قبل از آنکه بدستش بیاری
چه احساسی داشتی ؟
بله
این تصمیم خودت بود
تصمیم گرفتی فرار کنی
گریه کنی و همه چیز را انکار کنی
یادت رفت ؟
تصمیم خودت را می گویم.
آتشی را که تو میبلعی
وجود من را هم میسوزاند
وقتی که دروغ می گویی
وحشت وجود من را هم فرا می گیرد
هیچ کس برای گذشته ات سرزنشت نمی کند
سوار بر اسبت بتاز و
از اینجا برو
اینجا جای تو نیست
شانسی برای انتخاب نداری
این تصمیم خودت بود
برو و پشت سرت را هم نگاه نکن





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 2 تیر 1391 :: توسط : Engaged Mind

غروب
آسمان همچون  آتشی
رو به خاموشی
در افق میسوزد و
به سوی تاریکی میرود

زیر درخت توت پیر ایستاده ام
و به حصاری که همه جا را فرا گرفته
می اندیشم

چرا حصار ؟
چرا دیوار نه ؟

که تمام دنیا را ببیند و حسرت آزادی را به گور ببرد ؟
اگر هم میخواهی محصورش کنی
پشت دیوار گرفتارش کن

پشت حصار نه




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 31 خرداد 1391 :: توسط : Engaged Mind

در لب پرتگاه
تنها چند نفس مانده بود به سقوط
افسوس كه نشد كسی
تكیه گاه روح آشفته اش

پرت شد و مرد
اینكه می بینید
جسمیست بی روح
حتی با خود نیز بیگانه

چند صبایی بیش
در كنارتان نخواهد بود

آرامش بگذارید




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1391 :: توسط : Engaged Mind

در ابتدای راه
طوری پایم را بر زمین کوبیدم که
پایم لیز نخورد
دست تقدیر
من که هیچ
جاده را هم برد...
تو بگو چه کار کنم در این
برهوت وا نفسا ؟




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 13 خرداد 1391 :: توسط : Engaged Mind

از پنجره کوچک نگاه میکنم
دوراهی پیش رویم
یکی صاف و مشخص و نه چندان دلچسب
دیگری کمی ناهموار و دلخواه
چه کنم با این همه تردید ؟
باز هم لبخند میزنم




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 4 خرداد 1391 :: توسط : Engaged Mind

از همه عجیب تر
اینه که به انتظار صدای زنگ مینشینیم
بدون اینکه بدونیم کی قراره بیاد
برای شروع خیلی عجیبه

نزدیک شدنشو احساس میکنی
شیرینی که به تلخی میزنه
کاش همه چیز طبق برنامه پیش بره...
و سخت ترین قسمت
اینکه فکر همه چیز رو نکردی و
تا اتفاق نیفته متوجه نمیشی...
و چیزی که نباید بشکند
هزاران تکه میشه
احتیاجی نیست به دنبال چسب و مرهم بری
به آسمان نگاه کن
ابر های نقره ای رو میبینی ؟
خوبه
هرچیزی که میدونم اشتباهه
بازم انجام میدم
کار های غلط هم خیلی وقت ها درستند
بالاخره فلسفه ای پشتشون بوده
و سخت ترین قسمت کار
سر دو راهی قرار میگیری
میدونی یه مسیر خیلی خوب رو از دست دادی
ولی مهم الانِ...
یکی رو باید انتخاب کنی
و نمیدونی چی در انتظارته
خیلی سخته
نه ؟





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 :: توسط : Engaged Mind
( کل صفحات : 11 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ: Engaged Mind
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو