تبلیغات
سرویس ذهن - کاش بودی
 
زندگی،تکرار بی پایان حلقه ها
 
 




نیستی و نمیبینی
حال این روز های مرا

دیگر نه میخوانم
نه مینوازم و نه ترانه ای مینویسم
ماشین آهنی شنیده ای ؟
وصف حال این روز های من است

نه دیگر کافه می روم
نه قهوه ویژه
و نه قلیان

میهمانی ؟
آخرین بار را به یاد نمی آورم
میهمانی این روز های من
خلوت و تنهایی خودم است

آنقدر به دیوار سرد اتاقم تکیه دهم
تا چشمانم تیره و تار شود

دلم می خواهد
باز زیر باران قدم بزنم
و به "ما" فکر کنم

چه فایده

دیگر نیستی و نمیبینی
حال این روز های "من"
بی "تو"
چه بد است.




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 23 شهریور 1392 :: توسط : Engaged Mind
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ: Engaged Mind
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو