تبلیغات
سرویس ذهن - سپیده دم
 
زندگی،تکرار بی پایان حلقه ها
 
 

 


در این شب سرد
آخرین چهار شنبه سال
در هوایی نمناک
که تک تک قطره های باران
امشب، یاد آور خاطرات گذشته
دوستان قدیم
محفل هایی که دیگر
به خاطرات سپرده شده اند
بغض های نترکیده
و لبخند هایی هست که دیگر نیست
با نگاهی مبهم
سیگار های نیمه سوخته
فنجان قهوه ای گرم
به گرمی دستان تو
کوله بار گذشته را در آتش خشم
کودکان محل
می سوزانم
بگذار تا آتش خاطراتم
سبب شادی کودکانی شود
که هیچ فکری جز خوب سپری کردن
لحظات ندارند
بگذار تا از روی تک تک
خاطرات من بپرند و شادی کنند
و من
سبک بال
با لبخندی ممتد
تو را در آغوش می کشم
و امشب
سوزان ترین شب سال را
تا سپیده دم
در کنار تو
به انتظار طلوع می نشینم
  .




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 25 اسفند 1394 :: توسط : Engaged Mind
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ: Engaged Mind
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو