تبلیغات
سرویس ذهن - فالی به گرمی قهوه
 
زندگی،تکرار بی پایان حلقه ها
 
 

زمزمه های بارنی
سکوتی ممتد
ضرب انگشتانی که به روی دیواره ی فنجان قهوه  ی روی میز
ریتم تنهایی را می نوازد
دستانی سرد که لمس دستان گرمت را می طلبد
و آه باز هم سکوت
نجوای ترانه های بارانی
قهوه را با امید می نوشم
هنوز هم در فال من هستی؟؟
صد افسوس
هنوز هم بین قلبهایمان نقطه چین فاصله هاست
تا به تو رسیدن نقطه نقطه  دوری ها را طی می کنم
پلی می سازم
خواهشم این است
پل ها را خراب مکن
شاید این آخرین تلاش من است

پ.ن: آه كه سردی دستانم گرمی قلبت را میطلبد




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 7 آبان 1390 :: توسط : Engaged Mind
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ: Engaged Mind
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو