تبلیغات
سرویس ذهن - قصه
 
زندگی،تکرار بی پایان حلقه ها
 
 

زمانت آمد و سپری شد
چه تغییری ایجاد کردی ؟
قبل از آنکه بدستش بیاری
چه احساسی داشتی ؟
بله
این تصمیم خودت بود
تصمیم گرفتی فرار کنی
گریه کنی و همه چیز را انکار کنی
یادت رفت ؟
تصمیم خودت را می گویم.
آتشی را که تو میبلعی
وجود من را هم میسوزاند
وقتی که دروغ می گویی
وحشت وجود من را هم فرا می گیرد
هیچ کس برای گذشته ات سرزنشت نمی کند
سوار بر اسبت بتاز و
از اینجا برو
اینجا جای تو نیست
شانسی برای انتخاب نداری
این تصمیم خودت بود
برو و پشت سرت را هم نگاه نکن





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 2 تیر 1391 :: توسط : Engaged Mind
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ: Engaged Mind
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو